امروز هم گذشت. مثل روزهاي ديگر اين يک هفته پر از ا…
Wednesday, May 26th, 2004امروز هم گذشت. مثل روزهاي ديگر اين يک هفته پر از امتحان و درس و نتيجتا پر از خستگي که حالا اين ليوان پر از چاي بايد همه اش را در چند دقيقه به در کند! گفتم خستگي.. و خستگي اين چند وقتت را از حرفهاي امروزت فهميدم. گفتي حس توقف داري. توقف همه چيز [...]
