بایگانی برای ماه March, 2005

… يکي از تقصيرات من همين کت و شلوار نپوشيدن بود …

Monday, March 28th, 2005

… يکي از تقصيرات من همين کت و شلوار نپوشيدن بود و ديگري اينکه دلم مي خواست ساز خودم را بزنم، دلم مي خواست توي دنيايي که همه ي مردم بايد طبق مقررات و بر اساس اصولي که براي خوشبختي جامعه درست شده بود زندگي مي کردند به دنبال خواسته ها و آرزوهاي شخصي خودم [...]

گرم مي کني هنوز هم دستان گس من را از پشت خط خطي ه…

Friday, March 25th, 2005

گرم مي کنيهنوز همدستان گس من را
از پشت خط خطي هاي بهارزير باران نيامدهبا توراه مي روم
حرف مي زنيگوش مي دهم
گوش مي دهمحرف مي زني
رويا.

آفتا

اينجا وبلاگ است ديگر. نه؟؟؟ بايد يک چيزي تويش نو…

Sunday, March 20th, 2005

اينجا وبلاگ است ديگر. نه؟؟؟ بايد يک چيزي تويش نوشت ديگر. نه؟؟؟؟ نمي شود که همين طور ولش کرد به امان خدا! نه؟؟؟؟چند ساعت ديگر عيد است.بايد سال نو را تبريک گفت ديگر. نه؟؟؟؟ بايد رفت عيد ديدني! بايد ديد و بازديد کرد.نه؟؟؟ سالي يک بار؟ بايد يادت بيفتد که دايي جان و خاله خانومي [...]