بایگانی برای ماه May, 2006

گاهی تصویر سولماز که می آید توی ذهنم بغض می کنم. د…

Wednesday, May 24th, 2006

گاهی تصویر سولماز که می آید توی ذهنم بغض می کنم. درست مثل وقت هایی که تصویر حاج آقا می آید. حالا تو هی بگو دوستی ها الکی اند و وابسته به شرایط و زمان و مکان و هزار کوفت و زهرمار دیگر. بگذار نیما بگوید من هم مثل دوستم سولماز دودره ام. پس این [...]

آدم گاهی اوقات می ماند! نه اینکه بماند. از تعجب می…

Tuesday, May 16th, 2006

آدم گاهی اوقات می ماند! نه اینکه بماند. از تعجب می ماند. به عبارتی وا می ماند! از اینکه خود را در شرایطی می بیند که مجبوراست بدیهیات ذهنش را هم اثبات کند. شبیه به اینکه با پیش فرض اینکه همه پذیرفته اند که 2 ضرب در 2 می شود چهار بگویی خوب پس حالا [...]