بایگانی برای ماه June, 2006

سیاست جالبی ست. سیاست خدا را می گویم. خدایی اگر با…

Monday, June 26th, 2006

سیاست جالبی ست. سیاست خدا را می گویم. خدایی اگر باشد، یا اگر خدا باشد. مهم که نیست. مهم اینست که چیده شده ایم کنار هم. مهره های شطرنج را بگیر که سیاه ها یک طرف و سفید ها آنطرف دیگر. یکی را بگیر رخ. یکی را شاه. آن یکی وزیر و … خودشان را [...]

امسال، سال سختی بود. می دانم که حالا نه اول سال اس…

Wednesday, June 21st, 2006

امسال، سال سختی بود. می دانم که حالا نه اول سال است و نه آخر سال. می دانم که سالی که از آن حرف می زنم نه شمسی است، نه قمری و نه میلادی. می دانم. اما می خواهم بگویم که، امسال، سال سختی بود. و شاید باشدش را نمی دانم. سخت می نویسم. حالا [...]

زندگی دور سرم چرخ می خورد. انگار هیچ چیزی سر جای خ…

Friday, June 16th, 2006

زندگی دور سرم چرخ می خورد. انگار هیچ چیزی سر جای خودش نیست! خسته شدم از این همه بلا تکلیفی! این جماعت استکبار جهانی هم خوب ما را سر کار گذاشته اند! خنده ام می گیرد از همه چیز! شاید هم گریه!
اول اینکه: ترم آخری تازه کشف کرده ام کتابخانه مرکزی هم جای خیلی خوبی [...]

قسمت هایی از شعر "معشوق من" فروغ فرخ زاد معشوق م…

Sunday, June 11th, 2006

قسمت هایی از شعر “معشوق من“ فروغ فرخ زاد
معشوق منگويي ز نسل هاي فراموش گشته استگويي كه تاتاري در انتهاي چشمانشپيوسته در كمين سواريستگويي كه بربريدر برق پر طراوت دندانهايشمجذوب خون گرم شكاريستمعشوق منهمچون طبيعتمفهوم ناگزير صريحي دارداو وحشيانه آزاد ستمانند يك غريزه سالمدر عمق يك جزيره نامسكوناو پاك ميكندبا پاره هاي خيمه مجنوناز كفش [...]

Friday, June 9th, 2006

ترانه سرا: ايرج جنّتی عطائی آهنگساز: محمد شمس خوان…

Friday, June 2nd, 2006

ترانه سرا: ايرج جنّتی عطائیآهنگساز: محمد شمسخواننده: فریدون فروغی
سایه یه حادثه که یه عمره با منه
توی شهر آهنی داره خردم میکنه
رو تموم لحظه هام چتر سایه سیاس
خون وحشت تو رگ خسته ثانیه هاس
اما هم وحشت من گوش بده
تپش فاجعه تو قلب منه
دستتو به من بده که حس کنیم
لحظه بزرگ فریاد زدنهاگه بی صدا و تن [...]