بایگانی برای ماه December, 2006

هنوز هم در همان اتاق نشسته ام سولماز. پشت همان میز…

Friday, December 22nd, 2006

هنوز هم در همان اتاق نشسته ام سولماز. پشت همان میز. کنار همان پنجره. بابا هم هنوز همان جای همیشگی اش می نشیند. کتاب می خواند و من هنوز هم من فکر می کنم که هیچکدام از صداهای اطرافش را نمی شنود. مادرم هم هنوز همان مادر همیشگی است. مهربان و پر جنب و جوش. [...]

آرزوهایم ته کشیده اند ته که نه شاید هم سر کشیده ان…

Saturday, December 9th, 2006

آرزوهایم ته کشیده اندته که نهشاید هم سر کشیده اند
انگارجاییچیزیگم شده است
دیگر نمی شودباید امشب رویا ببینم