بایگانی برای ماه January, 2007

حرف های تکراری…. کسی گوش می کنه؟؟؟ برگرفته از جم…

Wednesday, January 31st, 2007

حرف های تکراری….کسی گوش می کنه؟؟؟برگرفته از جملات لینک بالا!

عمر ما كوتاست، چون گل صحراست، پس بياييد شادي كنيم
سر گروه جلوتر مي‌رفت ما را به داخل كارگاهي راهنمايي كرد، خيلي تاريك بود ديوارها از سياهي مثل تخته سياه شده بود و پر بود از نوشته‌ها و خطوط كج و راست؛ اتاق كمتر [...]

از سید علی صالحی: سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی…

Sunday, January 28th, 2007

از سید علی صالحی:سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی می‌گذرمکه نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا يادم نرفته است بنويسمحوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمی‌دانم هميشه حياط آنجا [...]

کاغذ ندارم سفیدی اما هست و قلمی و دستی حرف هایم گف…

Friday, January 26th, 2007

کاغذ ندارمسفیدی اما هستو قلمیو دستیحرف هایمگفتنی نیستند

مشق هایم را باید بنویسم و آن زمان که باید باید برو…

Saturday, January 20th, 2007

مشق هایم را باید بنویسمو آن زمان که بایدباید بروم
تکلیفی که معلوم نیست همروزی نوشته می شودآن روز همبا دل گرفته امنه انگشتی به پوسته کشیده شب می کشمو نه به دنبال چراغ های رابطه می گردمخودخواهمو حسوددل تنگم زود می ترکدو از آنی که فکر می کنیکمی بهترم

احساس خنگی شدید می کنم. این را هم بگذاریم به حساب …

Wednesday, January 17th, 2007

احساس خنگی شدید می کنم. این را هم بگذاریم به حساب کم خونی! اینطوری بهتر است!

تمامیت، نداشتنی است. دقیقاً نداشتنی. با شکستن مداو…

Saturday, January 13th, 2007

تمامیت، نداشتنی است. دقیقاً نداشتنی. با شکستن مداوم تصویر خودم انگار می خواهم جلوی دیگرانی را که انگشتشان را نشانه رفته اند بگیرم. می خواهم جلوی دهانشان را بگیرم و به زور گوشه لبهایشان را که به نشانه تمسخر کج و کوله می­شود صاف کنم. یا من به جای آنها پوزخند بزنم. این طوری از [...]

قضیه اینست که این زندگی چیزی دارد بنام فاز! البته …

Wednesday, January 10th, 2007

قضیه اینست که این زندگی چیزی دارد بنام فاز! البته نه از آن نوع دادنیش. یعنی اصولا قرار نیست فازی داده یا گرفته شود! این مربوط می شود به همان مسئله فاز اول و دوم و آخر و همان کلمات کذایی که در پروژه های درسی و کاری آدم را دق و چیزهای دیگر می [...]

قاصدک دوباره دور هم جمعمان می کند. در جمع وبلاگ …

Sunday, January 7th, 2007

قاصدک دوباره دور هم جمعمان می کند. در جمع وبلاگ نویسان گرچه همیشه غریب و ساکت بوده ام اما برایم حال و هوای خاصی دارد. دیدار انگشت شمار دوستانی که در این جمع پیدا کرده ام برایم همیشه حسی شبیه به نوستالژی آورده است. مریم، قاصدک، سایه، شب نوشت و … . طوری که آدم [...]

……….. جای خالی برای نوشتن برای گفتن برای شنی…

Saturday, January 6th, 2007

………..جای خالیبرای نوشتنبرای گفتنبرای شنیدنبرای بودنبرای توجای خالی………..