هموطنان بدانند، با فرد قرباني کاري نداريم

سایت خبری بازتاب معلوم الحال از مامور نمایانی نوشته است که در این روزهای مبارزه مقدس با بد حجابی، از آب گل آلود ماهی گرفته اند و دست به اخاذی از دختران بینوای بدحجاب(!) زده اند.
خبر را که می خوانم یخ می کنم. چیزی را که فکرش را کرده بودم به سادگی اتفاق افتاده است. نیروی انتظامی کشورم به قصد برقراری امنیت(!) خیابان های کشورم را آنقدر نا امن کرده است که هر کس و نا کسی ممکن است در خیابان جلوی راه من را بگیرد و با تذکر بد حجابی هر نوع بلایی که دلش بخواهد را به سرم بیاورد که کمترینش اخاذی است.
روزهای اول که می شنیدم توی خیابان ها می نی بوس می نی بوس دخترها را جمع می کنند و می برند به ناکجا آباد، تنم لرزید و بی اختیار یاد حادثه ای که برای دو تا از آشنایانم پیش آمده بود افتادم. دختر و پسری که طبق معمول به جرم نداشتن نسبت با هم مورد مواخذه ماموران قرار می گیرند و به رسم همیشگی، پسر به طرفی و دختر به طرف دیگری که همان ناکجاآباد است کشیده می شود. القضا در ناکجاآباد به دختر قصد تجاوز می شود که خوشبختانه ناموفق می ماند. نا گفته نماند که این آشنایان ما از این مامورین شکایت می کنند و خوشبختانه مامورین به مجازات هم می رسند. اما چیزی که دل را به درد می آورد چیز دیگری ست..
این روزها ده ها ماشین سبز و غیر سبز توی خیابان ها صف کشیده اند با ده ها نفر که معلوم نیست هویت شان را چه کسی تضمین می کند. معلوم نیست مامورند یا مامور نما!
وقتی دخالت در خصوصی ترین حقوق یک فرد، یعنی حق انتخاب نوع پوشش، حق داشتن یا نداشتن حجاب و حق انتخاب جهنمی یا بهشتی بودن(!)، قانونی می شود تعجبی ندارد که مامورین قانون مردم بی پناه را قربانی خطاب کنند و با آرامش بگویند : ” هموطنان بدانند، با فرد قرباني کاري نداريم”.

اصل خبر را اینجا بخوانید.

وي افزود: چندي است که برخي از شهروندان نسبت به حضور افراد مأمورنمايي که در متروها به عنوان تذکرهاي اخلاقي اخاذي مي‌کنند، شاکي هستند اما به سبب برخي تصورها (مانند تحت تعقيب قرار گرفتن فرد بدحجاب مورد اخاذي قرار گرفته) از اعلام موضوع به نيروي انتظامي و بخش‌هاي ذي‌ربط، خودداري مي‌کنند.
جانشين فرمانده انتظامي تهران بزرگ در همين راستا گفت: در چنين شرايطي بهتر آن است که قرباني سريعاً به پليس مترو يا حراست مراجعه و موضوع را بدون هيچ بيم و هراسي اعلام کند.

7 نظر درباره “هموطنان بدانند، با فرد قرباني کاري نداريم” داده شده است.

  1. سمیه 81 گفت :

    وقتی حکومت به اسم دین و قانون رسما میزنه تو سر آدم، دیگه معلومه. هر کس و ناکسی هم به اسم غیرت، تعصب، دین و … مثل یک جنس دوم باهات برخورد می کنه. تا کی باید نشست و دید؟ همه مقنعه میذارن کلشون که نگیرنشون…. مانتوها گشاد شده تا زیر زانو … اکثریت ترجیح میدن بشینن تو خونه بیرون نیان… که چی حالا؟ قراره همه دخترای خانوم و گوگولی بشن!!

    [ نگین جون ورودیمم زدم کنار اسمم واسه شناسایی ;) خیلییی عالی مینویسی :*]

  2. شترمرغ گفت :

    من جداً دارم گیج میشم!
    از یه طرف برداشت من از مردم کوچه و بازار اینه که این طرح مزخرف هیچ تاثیری در نوع لباس ها نداشته و همان آدمها را با همان لباسها می بینم در اکثر میدانهای شهر و کوچه و بازار …
    از طرف دیگر بعضی حرفها را که می شنوم و میخوانم در نت ، انگار که یک شهر دیگر است موضوع بحث شان !

    چیزی که من می بینم این است که مبارزه منفی (که ناف ایرانی جماعت را با آن بریده اند) در مورد این طرح هم عمل می شود و قول می دهم به شما که 2 ماه دیگر نه از داروغه خبری هست نه از مینی بوس ! :)

  3. نگین گفت :

    رضا جان!

    نمی دانم منظورت از مردم کوچه و بازار چه کسانی هستند.مردمی که من می شناسم و تقریبا تمام دوستانم این روزها با مقنعه و مانتو های بلند در خیابان های شهر کذایی رفت و آمد می کنند تا از توهین ها و تحقیرهای مامورین امنیت در امان باشند.بسیاری از دوستانم در طی این طرح کذایی تذکر گرفته اند و بعضا به وزرا هم برده شده اند و با رفتارهای توهین آمیز مواجه شده اند.
    تو را به خدا خودمان را به کوچه علی چپ نزنیم! این روزها راه رفتن و یا رانندگی در خیابانها همراه با ترس و استرس فراوان است. این را که منکر نمی شوی؟! یکی از دوستانم همین دیروز می گفت وقتی با ماشین بیرون می روم آنچنان استرسی دارم که انگار کوکایین یا تریاکی چیزی در ماشینم پنهان کرده ام!(این دوست یک بار در حال رانندگی ایست گرفته بود و مورد تذکرات مامورین واقع شده بود و ..)
    حتی اگر قرار است این طرح کذایی مدت کوتاهی هم به طول نینجامد و مثل هر سال بی نتیجه تمام شو، من می گویم همین زمان کوتاه چند هفته یا چند ماهه بخشی از زندگی من است! من حق دارم که در خیابان های شهرم با آرامش و امنیت قدم بردارم. این حق من است رفیق رضا. کوتاه هم نمی آیم!

  4. سمیه 81 گفت :

    مبارزه منفی هم جایی داره، وقتی سوار مینی بوس می کنن آدم رو و با چند تا توهین یا گرفتن پول می ذارن بری، و نتیجش فقط این میشه که به شخص خودت توهین شده و هیچ تاثیری در مجموع نداشته فکر نکنم کسی بیاد مبارزه منفی کنه…
    آنچه که منم به چشم خودم می بینم اینه که الآن مراکز خرید به شدت خلوت شده، تعدادی هم که هستن مقنعه و مانتوی بلند و مشکی پوشیدن، دیگه این چیزی نیست که بشه منکرش شد!!

  5. شترمرغ گفت :

    نگین عزیز!
    حق همه شماست. تردیدی هم نیست! چند ماه که هیچ، تمام عمر باید بتوانید جوری بپوشید که می پسندید! و آرامش هم داشته باشید.
    من فقط یک مقدار تضاد در شنیده ها و دیده هایم دارم از نگاه یک ناظر لخت که عادت کرده ام ببینم و روایت کنم! (این هم میراث ما شاید باشد از ژورنالیسم بازی!)
    تجریش بودیم دیروز با مریم (میشناسی دیگر ، قید و بندی که به حجاب ندارد … مقنعه اش را هم که یک خط در میان توی ماشین جا میگذارد ، این رفیق شما ! و شالش هم عموماً چندین اینچی عقب است :) مانتوی زیر زانو هم کلاً ندارد که بپوشد!) راستش دخترهای دیگری هم بودند با لباسهای تنگ تر و کوتاه تر ! اما ندیدم جنابان داروغه غرغری کنند ! مثل مترسک فقط هستند که باشند ! خودشان هم می دانند که مضحکه هستند !
    می دانم که حالا شاید استثنا بوده باشیم و خیلی ها هم درگیر این بگیر و ببند ها شده باشند ولی حرفم اینست که :
    وقتی زورمان نمی رسد که با این به اصطلاح طرح! مستقیم مبارزه کنیم ، چاره ای نیست جز استحاله کردنش! هرچه کمتر بگوییم و بزرگش کنیم به نظر من بهتر است …
    یادمان باشد تا زمانیکه آزادی « حرف زدن» نباشد ،غصة نبود آزادی لباس را خوردن فایده ای ندارد. :)

  6. پریسا گفت :

    من هم با نظر نفر بالا موافقم که آنچه رو اعصاب می رود، نبودن آزادی لباس نیست. این است که مدام باید خودت را سانسور کنی. حواست باشد چی را به کی و کجا داری می گویی. آگر تند بروی یا باید بترسی یا ترسانده می شوی. خود من کم به نگین نگفته ام که تو رو به خدا زیاد تند ننویس می ترسم برایت دردسر سر شود چون دیدم یک بی گناه و هیچ کاره ای را به جرم بر هم زدن امنیت ملی گرفتند و چند روزی بردند به همان ناکجا آباد و چنان روانی اش کردند که اسمش هم یادش نمی آمد!
    چیزی که در این میان برای همه گران تمام می شود این است که چشم بر هزاران هزار نابسامانی در این مملکت بسته شده و به مانتوی کوتاه و تنگ یک دختر گیر می دهند که به قول نگین از شخصی ترین حق های یک فرد است و از آن بدتر و شاید مسخره تر، اهداف طرحشان است: 1. جمع آوری زنان خیابانی (بماند که زن را با حضور شوهرش بزور می کنند تو مینی بوس) 2. ایجاد امنیت بیشتر….فکر اینجایش را نکرده بودند که یک عده از خودشان زبلتر پیدا می شوند و به اسم مامور مردم را می چاپند. همچنین گفته اند: وقتی دخترانی با این سر وضع ها به خیابان می آیند، باعث می شوند که پسرها برایشان ایجاد مزاحمت کنند! پس طرح مانکنیسم بخاطر خود این دختر خانوم هاست!…. این یعنی چون برای مسئله جوابی پیدا نمی کنیم پس بهتر است صورت مسئله را پاک کنیم.

  7. نغمه گفت :

    من با نگین موافقم… خودم که آدم دیگه ای شدم… تجریش را نمی دانم اما اوضاع و احوال شهرک خیلی عوض شده… همه مقنعه ای شدن… همین چهارشنبه هفته پیش یه دختر رو جلوی چشم خودم گرفتن که مقنعه و مانتوی مشکی تا زانو داشت … آرایشی هم نداشت فقط یه نیمچه فکلی گذاشته بود بیرون … هرچه بزرگترش کنیم بدتر می شود اما نمی دانی آن لحظه چه عرق سردی نشست بر پیشانیم !

نظر بدهید