خواب و بیداری
اولین بار است در این سرزمین شمالی بوی باران و خنکای بهار را حس می کنم و گمانم اولین بار است که در این دو سال در طول کم تر از بیست و چهار ساعت دو بار وبلاگ نویسی می کنم. خلاصه حالم یا خیلی بد است یا خیلی خوب. و پنجره که همین طور باز است و سردم هم نیست. و زندگی که لابد باید همین طورها باشد. همین طور پا در هوا. پلک هایم سنگینی می کنند. کلمه ها هم که خوابشان برده است.
April 29th, 2009 at 6:31 am
آره خیلی قشنگ بود، بوی خاک رو دوست دارم
اینجا هم بهار شد ;)
May 5th, 2009 at 2:22 pm
and it’s the first time for me to check the blogs and write in my page while I’m working
hava ro ham ke cheshm zadim… ma fekr kardim hafteye dige darim too beach aftab migirim…