کاش وقت رفتن چشمهایت را بسته بودی

کاش وقت رفتن چشمان قشنگت را بسته بودی ندا. کاش این طور خیره نگاهمان نمی کردی. کاش نگاه زیبایت را خون نمی پوشاند. کاش مانده بودی ندا. یا لااقل وقت رفتن چشمایت را بسته بودی و خیابان های شهرت را نمی دیدی. آن همه خون را نمی دیدی. صورت گریان پدر را نمی دیدی. نمی دیدی که رئیس جمهور محبوبشان چطور خیابان های تهران را مانند خیابان های غزه خونین کرد.
کاش آن طور چشمان زیبایت را باز نمی گذاشتی. نگاهم نمی کردی. که از فرسنگ ها فاصله چطور بی هدف میان خیابان های آرام راه می روم. کاش این همه استیصالم را نمی دیدی. این همه سکوتم را نمی دیدی. کاش مانده بودی ندا.
June 21st, 2009 at 4:32 am
nemitoonam geryeh nakonam, kheili sakhteh, kheili sakht. khodaya mibini
June 21st, 2009 at 7:57 pm
سلام . مامانم همیشه میگه خون نمی خوابه.یعنی هر کی بکشه ولو اینکه حکومت پشتش باشه باید تقاص پس بده.اگر خدایی هست خون ندا و ندا ها پایمال نمیشه.کاش زنده باشم و محاکمه این جلاد ها را ببینم که روی ارتش اسراییل را سفید کرده اند.
June 24th, 2009 at 6:01 am
Pretty good post. I just came by your site and wanted to say
that I’ve really enjoyed reading your blog posts. In any case
I’ll be subscribing to your blog and I hope you write again soon!
June 24th, 2009 at 7:48 pm
“در سایه سار خدا بخواب
که پس از تو
شعر ناممکن شده است
زن هم ناممکن”
June 27th, 2009 at 4:21 am
Hey, have you seen this news article?
New details about Michael Jackson’s Death Emerge
I was wondering if you were going to blog about this…