بایگانی برای ماه October, 2009

خالی شدن

Wednesday, October 28th, 2009

خیسی اشک که پهن می شود روی صورت .
بغضی که می ترکد.
که تعارفی با تو ندارد.
وا می دهم هنوز هم
صدایت را که می شنوم

من فمینیست هستم

Friday, October 23rd, 2009

فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.
لجم می گیرد از [...]

نوستالژی

Sunday, October 18th, 2009

دلم لک زده است برای جلسه های روز دوشنبه مجله زنان. برای آن خانه قدیمی  با دیوارهای آجری. برای آخرین تابستان گرم زندگی مجله زنان.  برای بحث ها و جدل ها. برای اشک ها و هم دردی ها. برای تلاش های خستگی ناپذیر آسیه برای کمک به سنگساری ها و کودکان محکوم به اعدام. برای [...]

Tuesday, October 13th, 2009

آدمها را می شناسد که به دنبال کسی می گردند که دوستشان بدارد … او ، تو که دوستت بدارد..
این را از وبلاگ لیلا برداشتم. این دیگری بخشی از شعر سنگ آفتاب نوشته اوکتاویوپاز است.:
دوست داشتن جنگ است، اگر دو تن یکدیگر را در آغوش کشند
جهان دگرگون می شود، هوس ها گوشت می گیرند،
اندیشه ها [...]

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

Thursday, October 8th, 2009

………………..
……………..
…………….
آيا دوباره گيسوانم را
در باد شانه خواهم زد ؟
آيا دوباره باغچه ها را بنفشه خواهم كاشت ؟
و شمعداني ها را
در آسمان پشت پنجره خواهم گذاشت ؟
آيا دوباره روي ليوان ها خواهم رقصيد ؟
آيا دوباره زنگ در مرا بسوي انتظار صدا خواهد برد ؟
به مادرم گفتم ديگر تمام شد
گفتم هميشه پيش از آنكه فكر كني اتفاق [...]

Saturday, October 3rd, 2009

شکسته است جیزی
در من.
که اشک را خون می ریزد.
درستش را که نمی دانم.
اما.
آخرین تکه اش را
تو شکستی
چسب داری؟