بایگانی برای ماه November, 2009

ما وبلاگ‌هامان را می‌نويسيم، سپس وبلاگ‌هامان ما را می‌نويسند

Monday, November 23rd, 2009

افتاده ام به وبلاگ خواندن دوباره. این دنیای مجازی با آدم های مجازی اش روی من تاثیر زیادی داشته اند. خورشید خانوم را می خواندم که رسیدم به این که جالب بود:
ما وبلاگ‌هامان را می‌نويسيم، سپس وبلاگ‌هامان ما را می‌نويسند.
-سيلويا پرينت

کم‌کم وبلاگ می‌شود هويت آدم. يعنی يک وقتی می‌رسد که شما ديگر من را [...]

فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه اما یگانه بود و هیچ کم نداشت

Wednesday, November 11th, 2009

فریدون فروغی یعنی تصویرها. یعنی پراید سفید. خیابان بارانی. برف پاک کن روی شیشه کثیف روبه رو که مدام این طرف و آن طرف می رود. حتی حواست که نباشد. که دنبال اپلای و دکترا و چت و خنده با این و آن یکی هم که باشی. فریدون فروغی یعنی خاطره. که رفته است تا [...]

دل

Tuesday, November 10th, 2009

دلم تنگه

تولد

Saturday, November 7th, 2009

تا دو سال پیش آبان ماه ماه شلوغی بود برای من. تا چند سال قبلترش شلوغ تر. بخش بزرگی از آدمهای دوست داشتنی زندگی ام را بگیر که یکی یکی پشت سر هم در این ماه  هر سال متولد بشوند. حالا دور که شدم. دور که شدید. که رفتم و رفتید هر کدامتان یک گوشه [...]

بی خوابی

Wednesday, November 4th, 2009

آرامش زندگی های سنتی را دوست دارم. بی دغدغه گی های خاص خودش را دارد. همه چیز از پیش تعریف شده. آرامش خاصی دارند آدم های سنتی. یا لااقل من فکر می کنم که آرام هسنتد. که چهارچوبشان که رعایت بشود آرام و راضی هستند. زندگی ای با تعریف ساده. تحصیل و شغل و ازدواج [...]