ما وبلاگهامان را مینويسيم، سپس وبلاگهامان ما را مینويسند
افتاده ام به وبلاگ خواندن دوباره. این دنیای مجازی با آدم های مجازی اش روی من تاثیر زیادی داشته اند. خورشید خانوم را می خواندم که رسیدم به این که جالب بود:
ما وبلاگهامان را مینويسيم، سپس وبلاگهامان ما را مینويسند.
-سيلويا پرينت
کمکم وبلاگ میشود هويت آدم. يعنی يک وقتی میرسد که شما ديگر من را نمیبينيد و فقط دو سه روز پيشام را میبينيد، همانقدری که در وبلاگ نوشتهام. همان روزی را که یادم مانده است بنويسم. شما فکر میکنيد من هيچ کار ديگری جز آنهايی که در وبلاگم مینويسم نمیکنم. شما فکر میکنيد من هميشه با مترو و اتوبوس میروم سر کار. شما میفهميد من پنجشنبهها تعطيلم و جمعهها بازم. شما میفهميد موبايل من نوکيا است و قديمی است و خيلی چيزهای ديگر
….
..
وبلاگ من تکههای اجتماعی من را مینويسد و شما همينقدر از من بلديد. وبلاگِ آنيکی تکههای خصوصیاش را مینويسد و شما همانقدرش را. بعد من و شما و همه، فکر میکنيم «من» همينام که مینويسم، و زندگیام هيچ سوراخسمبهی ديگری ندارد. دارد. شما فکر میکنيد من حق ندارم هيچ سوراخسمبهی ديگری داشته باشم، چون تا حالا ازش ننوشتهام. دارم. شما فکر میکنيد من مجبورم خيلی چيزها را از خودم توی وبلاگم بنويسم، به شما که دوستام هستيد بگويم، باهاتان در ميان بگذارم. مجبور نيستم. نمیگويم. نمیگذارم.
پ.ن: راستی از دست خودم شاکی ام. عصبانیم. کلافه ام. هر از چند گاهی هم دلم می سوزد برای خودم. دیوانه شده ام آیا من؟ :دی
January 6th, 2010 at 2:55 am
ziyad fekr mikoni, hamin kalafat kardeh, fekr nakon, faghat zendegi kon dost
January 6th, 2010 at 2:57 am
mitunam inja baratun peigham bezaram?
public hast?