سر درد

جایی که می رسه درست اینجات. که طاقتت دیگه طاق می شه. هوا که توی گلویت خس خس می کنه تا شاید نفس بکشی. گر می گیری و سرما و گرما را با هم قاطی می کنی. خشکی زمستون با آفتاب بهاری. که تکلیفت را با خودت که هیچ با همه آن بقیه هم نمی دونی. استرس دارم. نکنه اضافه بار داشته باشم؟ اضافه.
خیابون فرعی صالحی. دیوارهای پر از شعارهای خط خطی شده. واقعا اینجا بود؟؟ روز روشن؟! چرا آخه؟ تو ام اگه پسر عموتو کشته بودن جرات می کردی: واگویه.
آرمان. تا خون در بدن دارم. قسم. جانم فدای.. جان؟! آخر آخرش هممون می میریم. توام نیستی که ببینی. هذیون. نمی فهمی. عاشقم که نبودی. راستی فکر می کنی خانه کودک برای این همه بچه های کار که اضافه شدن به شهر جای کافی داره؟ چی؟؟ عاشق؟ هه.
دمق. ببینم من دارم جایی میرم یا بقیه هستن که موندن؟ همه چیز اونقدرها هم بد نیست. نظریه نسبی. هیچ چیز اونقدرها هم که فکر می کنی بد نیست. شاید کمی بدتر باشه. یا حتی بهتر. اصلا بهتر. تا خراب خراب نشه درست نمی شه. زلزله هم فقط مال بم و هایتی بود. همین تهران کیلومتر به کیلومتر زاغه نشین داره. یه چند ریشتری بیاد همه با خاک یکسان شده. کی به فکره؟چرا ما؟ ما نسل سرخورده ایم. هیجده تیر بقیه کجا بودن؟ دیگه نوبتم باشه نوبت نسل مو سیخ سیخی هاست. دمشونم گرم خداییش. بهش گفتم خیالت راحت. من یکی سرمو واسه .. به باد نمی دم. خنده.
باید. ما همه می ریم. آره بابا. کی گفته؟ من که سرم به جایی نخورده. کله پاچه ام دوست ندارم. پس سرخورده نیستم. رنگ.
نمی شناسم دیگر این شهر را. به گمانم. یا خودم را. و تو را که انگار هیچوقت نشناخته بودمت. چشمهایم را ندیدی؟
راستی، من عاشقم.
تهران.
تاریخ.

2 نظر درباره “سر درد” داده شده است.

  1. solmaz گفت :

    Salam Negini,
    oomadam inja, delam baraye to, baraye koochamoon, baraye no javoonimoon, 18 tir ke raftim daneshgah, hame o hame chi tang shod. kheyli doost daram zoodi bebinamet
    love you
    Solmaz

  2. Mahyar گفت :

    !me too

نظر بدهید