بایگانی برای موضوع "من و دغدغه های روزانه ام"

ساحل آرامش

Thursday, November 1st, 2007

سرم شلوغ نیست. درس ها هم هنوز آنقدر خروار نشده اند. دلتنگی هم نمی کنم.علی الحساب تا دو ماه دیگر هم تکلیف جا و مکانم مشخص است. خیلی چیزها بر وفق مراد است. شب ها شانه هایم از سنگینی بار لپ تاپ درد می گیرد. این درد هم اما انگار عادتم شده است. [...]

بیست و اندی گذشت. چه کردی؟

Friday, August 10th, 2007

سینما، تئاتر و ادبیات همیشه آن چیزهایی بوده اند که مرا تا سر حد جنون دیوانه کرده اند. خودم را هیچ وقت خوره کتاب و فیلم ندانسته ام. اما گه گاه تاثیری که یک کتاب یا یک فیلم به تنهایی روی من می گذارد تا ذره ذره استخوان هایم هم فرو می رود. این [...]

من می روم. تو می روی. او می رود.

Wednesday, August 8th, 2007

روزهای سر شلوغ اساسی ای را می گذرانم. هرچند بیشتر از آن که سر واقعی ام شلوغ باشد این فکر لامذهب شلوغ و پلوغ می کند. بین حس های دل تنگی، هیجان، فرار، اضطراب و هجرت، پا در هوا معلق می زنم. به دوستی می گفتم که حس می کنم بازیگر یک داستان سینمایی (یا [...]

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی بر خیزد؟

Wednesday, August 1st, 2007

همبستگی بزرگ وبلاگ نویسان با دانشجویان در بند
۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود
اما
هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.
۱۴ امرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله [...]

رفتن کمی مردن است؟

Tuesday, July 24th, 2007

کمتر از یک ماه دیگر باید کوچ کنم. کم کم دارد باورم می شود که “کمتر از یک ماه دیگر باید کوچ کنم”. تا چند هفته دیگر باید رها کنم و بروم. با شرمندگی به کتاب های نخوانده کتابخانه ام نگاه می کنم و باز ته ذهنم بهشان می گویم که بالاخره یک روزی می [...]

گزارشی از محل سنگسار جعفر کیانی در قزوین

Monday, July 23rd, 2007

موتور سوار مي‌گويد :«ماموري آمد از من كلنگ خواست من آنقدر سوال پيچش كردم كه بالاخره گفت کلنگ را براي چي مي‌خواهد. من هم كلنگم را ندادم. اين كار براي روستا ما خيلي بد تمام شد. كسي را كه مي‌خواستند سنگسار كنند انگار با یک ماشین اتاقک‌دار آورده بودند تا چاله را بكنند ماشين هي [...]

یادداشت روزانه

Sunday, July 22nd, 2007

اول اینکه دروغ چرا؟؟ تا قبرا.. آ.. آ.. آ .. آ من یکی خوشحالم از اینکه گیر دادن به عناصر ذکور اومده تو برنامه طرح امنیت اجتماعی(!). در جریان که هستید گیر دادن به مدل مو و این حرفا! خوشحالم از اینکه فقط ما خانمها کتک خور نیستیم. آقایان محترم هم به جمع ما پیوستند [...]

رسالت خبرنگار

Monday, July 16th, 2007

جلسه گروه گزارش مجله زنان است. هر کس خبر تازه یا سوژه ای دارد می گوید. فهیمه از خبر تلخی می گوید که به قول وبلاگ تحریریه بیشتر شبیه به یک سناریو ترسناک سینمایی می ماند. داستان، داستان دو خواهر کوچک شش و نه ساله است که نامادریشان براي خلاص شدن از دستشان به [...]

كمپيني عليه خشونت و تحجر

Sunday, July 15th, 2007

مقاله از آسیه امینی و در سايت روز منتشر شده است.
روياهاي يك فرد محكوم به سنگسار، تونل وحشتي است كه در آن نداشتن حق انتخاب همسر،‌ نداشتن حق طلاق،‌ ارث كم (بضاعت مالي)، تعدد زوجين شوهر، نداشتن حقوق جنسي،‌ نداشتن استقلال مالي به خاطر مسوول خانواده بودن مرد و اختيار تصميم گيري براي زن را [...]

براي نجات جان مکرمه چه بايد کرد؟

Friday, July 13th, 2007

جمجمه جعفر زير ضربه سنگها مچاله و خونين شد تا همه ما باور کنيم که سنگسار قانوني است، که وقتي سنگسار قانوني است با نامه و بخش نامه محرمانه و علني رياست قوه قضاييه قابل جلوگيري نيست، که قضاتي هستند که با علم خودشان حکم سنگسار مي دهند، که ماموراني هستند که با [...]